ج: جبران شكست:

گـاه نـيـز مـرد بـي آنـكه از سوي كسي تحقير و آزرده شده باشد چون در جايي در گفتگوهاي خـانـوادگـي از همسرش شكست خورده است براي كام‌جویی به وي رو می‌كند تا از اين راه نشان دهد كه اگر در آنجا مغلوب او شده است اينجا وي را مغلوب (مفعول جنسي) می‌سازد.

در چنين وضعيتي نيز مرد به كمك و دلجويي نيازمند است و هيچ دلجويي در اين حال جز تمكين زن اثـر بـخـش نـيـست، علاوه بر اينكه با شيريني ارضاي تمايلات شهوي آميخته است.

حال اگر تـمكيني صورت نپذيرد، موضوعي كه به راحتی حل شدني و التيام يافتني بوده است، به بعد موكول گـرديـده و آن هم معلوم نيست از سوي مرد به چه كيفيت تلافي شود.

از اين روست كه پذيرفتن شـوهـر و کامروا ساختن او در اين موقعيت، از هر اقدام ديگري براي زن ثمر بخش تر و به صواب و ثواب نزدیکتر است.

گـويـي خـداي مـتـعال كه آگاه به اين رموز بوده است بي آنكه مرد را بر اين اسرار آشنا سازد، با سـفارش زنان به تمكين، جواز محبوبيت و پذيرفته شدن در زندگي را به آن‌ها ارزاني داشته است.

در روايتي در اشاره به همين امر فرموده‌اند: جـهاد مردان آن است كه جان و مال خود را در راه خدا صرف كنند تا كشته شوند و جهاد زنان آن اسـت كه بر آزار شوهر [و بر طرف ساختن تقاضاهاي آنان كه نزد زن گاهي از هر آزار، ملال‌آورتر است] و غیرت آوردن ايشان صبر كنند.

به گفته سيمون دوبووار: حفظ يك عاشق، نوعي جهاد مقدس است.

به راستی كه شگفت آور است اين مرحمت الهي به زنان كه در جهاد هميشه بر ايشان گشوده است اما بر مردان خير.

از يـاد نـبـريـم كـه جـهاد براي مردان مدت زماني معين دارد (يك يا دو يا چند سال)، ولي براي بانوان تمام لحظات زندگی‌شان جهاد است و به همين دليل به همراهي و همدلي بيش‌تري از سوي شوهر و اطرافیانشان نياز دارند.

باز هم تكرار می‌كنيم كه سبب آزردگي زنان از الزام بر تمكين دو چيز است: يكي ندانستن معني آن و دیگر اينكه آن را حكمي صددرصد به نفع مرد می‌پندارند.

ولي واقعيت اين است كه سود آن بيش‌تر به زن باز می‌گردد و مرد از اين سفره پر بركت تنها بهره‌ای لذت بخش برده است، يعني سفره و غذاهاي رنگين از آن زن و براي اوست و مرد فقط نقش ميهمان را بازي می‌كند.

شـاهـد هـمـيشه زنده اين ادعا آن است كه در غالب موارد، لذت جويي مرد و کامروایی‌اش از زن سرانجام وي را به شناخت ارج و قرب زن و در نتيجه به قدر شناسي از او واداشته است.

شايد براي شما پيش آمده باشد كه گاهي از كسي هدیه‌ای دريافت كرده و سپس گفته‌اید هرگز کدورت‌های قـبـلي ميان خود واو را به ياد نیاورده‌اید.

بي سبب نيست كه گفته‌اند آدمي بنده محبت و احسان است.

يعني رفته رفته آن كه كام ديگران را شيرين می‌كند كامش شيرين می‌شود.

كـم نـيـسـتند مرداني كه در محيط كار و بيرون خانه باريك بين و خرده گيرند، نهيب می‌زنند، مـحـروم می‌كـنـند و از خطاي احدي  نمي‌گذرند، ولي در محيط خانه چون موم در بند محبت همسرشان هستند و حتی ممكن است با همه باريك بيني، خطاي او را نبينند تا بر آن خرده بگيريد.

عامل اين به هنجاری و تفاهم معمولاً رضايت خاطر از هم آغوشي است.

نوشته‌اند يكي از زنان عاقل و هوشمند عرب در شبي كه دخترش را به خانه شوهر می‌فرستاد به وي سفارش‌هایی كرد.

گفت: می‌خواهم تو را نصيحتي كنم و بدان كه اين نصيحت براي شخص بـي اطلاع باعث به خود آوردنش می‌گردد و براي خردمند كمك و ياور راه است.

تو خانه‌ای را كه در آن پرورش و تربیت یافته‌ای پشت سر گذاشته‌ای و به منزلي می‌روي كه هيچ با آن آشنا نيستي و نزد كسي می‌روي كه هرگز قبل از اين با وي انسي نداشته‌ای.

پس براي شوهرت كنيز و رام باش تـا آنـكه او براي تو غلام و برده شود...

برايش خوش نما باش و جاهايي از بدن تو را كه می‌بيند به دقت بررسي كن تا چیز ناخوشایند و بدنمايي در تو نبيند.

دكتر آبراهام استون روانكاو آمريكايي و متخصص در امور جنسي می‌گويد: «زن و شوهري كه در روابط جنسي با هم سازگار و بدان خرسندند به راحتی از بعضي ناهماهنگی‌ها كـه در زنـدگي زناشويي آن‌ها رخ می‌دهد چشم می‌پوشند، ولي هرگاه چنين رضايت خاطري در ميان نباشد براي آن‌ها كه ناسازگاری‌ها و کشمکش‌های دی گرهم در زندگي دارند خطر ساز [است] و منجر به عواقب وخيم می‌شود.»

 مردي چهل و يك ساله در يك اظهار نظر می‌گويد: «مـن بـه ايـن نـتـيجه رسیده‌ام كه وقتي رابطه من و همسرم خوب است ساير عوامل فشار آور [زندگي] ناپديد می‌شوند، اما اگر روابط ما حسنه نباشد حتي گربه خانه هم توليد استرس [فشار رواني و عصبي] می‌كند».

گفته‌اند هـرگاه نماز بنده‌ای پذيرفته نشود هيچ يك از کرده‌های او مقبول  نمي‌افتد و اگر نـمازش قبول شود، همه اعمالش پذيرفته می‌گردد.

در وظايف زن نيز پذيرش کام دهی به شوهر، چـون نـمـاز نـقش كليدي دارد.

اگر مرد زني پركار، شيرده، بچه آور، خوش اندام و داراي بهترين صـفـات داشـته باشد اما در کامروا ساختن شوهر همت به خرج ندهد و از رموز آن آگاه نباشد، هر چـنـد مـرد در گـفتگوهاي عمومي خانوادگي از او اظهار رضايت می‌كند اما وقتي در خلوت از نـهـانخانه دل براي كسي سخن می‌گوید جانش از اندوه و رنج لبريز است.

گويي در قلب زخمي است كه هرگز التيام نيافته.

به عکس، زني كه شايد اين همه محاسن را نداشته باشد ولي در بر آورده سـاخـتن تقاضاهاي شوهرش كارآزموده و سرحال است در نزد شوهر محبوب‌تر است.

و عجيب اين اسـت كـه گـروه دوم براي آنكه بزودي از دیگر صفات پسنديده گروه اول بهره‌مند شوند شانس بيش‌تري دارند و معمولاً هم بدان دست یافته‌اند، اما در گروه اول شانس و اميد آنكه در اين صفت هـمـچون اينان شوند به مراتب كمتر است و معمولاً هم ايام زندگي را پشت سر می‌نهند بي آنكه به اين هنر دست يابند.

بـه هـمـيـن دلـيـل معمولاً شوهران گروه دوم را ديرتر می‌شود نسبت به زندگي دلسرد كرد تا شـوهـران گـروه اول.

يـعني وقتي در مقابل شوهران گروه دوم بگويي «اين هم زن است كه تو داري!؟ نـه بچه می‌تواند شیر بدهد، نه غذاهاي خوشمزه می‌پزد و نه در كار خانه زرنگ است ...»!، چـون زنـانـشان پيوسته كامشان را با لذت جنسي شيرين کرده‌اند، زير بار اين ملامت‌ها  نمي‌روند و نسبت به زندگی‌شان زود دلسرد  نمي‌شوند حتي اگر نتوانند به صراحت جوابي به طرف بدهند.

امـا وقـتـي بـه شـوهـران گـروه اول بـگويند: «درست است كه همسرت خيلي به وضع خانه و بـچـه‌هـا رسـيدگي می‌كند، غذاهاي خوشمزه می‌پزد و همه بچه‌هايت را خودش شير داده، ولي افـسـوس كه در امور زناشويي از او خرسند نيستي.»

بايد براي تو حقيقتاً دل سوزاند كه با اين سن و سـال هـنوز طعم داشتن همسري شاداب را نچشيده‌اي، آن‌ها بلافاصله افسرده می‌شوند و چنان آهي می‌كشند كه اگر به بوته‌اي برسد آن را می‌خشكاند.

بـي سـبـب نـيـسـت كـه پـيـامبر اكرم (ص) فرموده است: «خيرنسائكم العفيفة الغلمة» يـعـنـي بـهترين زنان شما زن با عفتي است كه شهوت جنسي‌اش زياد و به آميزش با شوهر هر چه بيش‌تر متمايل باشد.

ايـن ويـژگـي زن تـا آنجا اهميت دارد كه مردان از ازدواج با زني كه به آميزش رغبت ندارد نهي شده‌اند.

رسول خدا (ص) فرموده است: «لا تزوجن هيدرة و لا دقناء...» يعني بسيار مواظب باشيد با زنی كه چون پيران [به آميزش بي علاقه] باشد ازدواج نكنيد.

نيز فرموده است: آيا بدترين زنان را به شما معرفي نكنم!؟ زني كه در غياب شوهر خود را بيارايد و در حضور وي بي پـيـرايـه بـاشـد، سـخـن شوهر را گوش ندهد، فرمانش را گردن ننهد و در خلوت [هنگامي كه همسرش از وي تقاضاي  هم‌بستري می‌كند] چون شتر چموش رام نگردد و ...

بـه عـقيده ما علت اين تاکید آن است كه معمولاً زناني كه به مسائل جنسي بي علاقه‌اند بي ترديد بـرخـي از صـفـات خـوب ديـگـر را نـيـز ندارند و همان طور كه به تجربه هم ثابت شده است در زندگی‌شان احتمال بروز ضايعات و نابهنجاری‌ها و گرفتار آمدنشان به افسردگي، فوق‌العاده زياد است.

شـايـد بـپـرسـيـد چـگـونه قبل از ازدواج می‌توان به اين نكته پي برد؟ در اين باره نكاتي چند به نظرمي رسد كه برخي بدين قرار است: 1. شـناخت خانواده دختر عنصر اساسي است.

می‌توان با ظرافت دانست كه مادر و خواهران دختر مورد نظر در اين زمينه چگونه اخلاقي دارند.

معمولاً در خانواده‌ای كه مادر، سرد مزاج باشد و به امور جنسي بي ميل باشد فرزندان نيز چنین‌اند.

در حقيقت گاهي سرد مزاجي علت ارثي دارد.

2. در خانواده‌ای كـه ناراحتي اعصاب، بيماري عمومي افراد آن است احتمال اينكه تمام اعضاي مؤنث خانه به روابط جنسي بي ميل باشند فراوان می‌باشد.

3. زنـان و دختراني كه منش مرد گونه دارند يا ناچارند بيش‌تر ساعات روز را به كار بيرون از خانه اشتغال داشته باشند معمولاً تمايل چنداني به آميزش ندارند.

اضافه كنيم كه براي برخورداري بانوان از اين صفت و به بيان دلچسب تر: از اين موهبت خداداد لازم نـيـسـت آن‌ها ذاتاً چنين باشند، زيرا انسان عهده دار و تغيير دهنده صفات ذاتي خود نيست.

آنـچـه مـهـم بـه نـظـر می‌رسد اين است كه اين حديث شريف به موازات سفارش به مردان براي انـتـخـاب هـمـسران این چنینی، کنایه‌ای سراسر لطافت به زنان دارد كه حتي اگر چنين نيستند خويشتن را بی رغبت به کام دهی نشان ندهند و همچون مشتاقان، با روي خوش برخورد كنند.

چه بسا رفته رفته اشتياق حقيقي نيز به وجود آيد.

پس بار ديگر معلوم شد كه سفارش زن به پذيرفتن شوهر، عاملي است براي آنكه راه قدرشناسي از او و شـنـاخـت محبت‌هایش هموار شود و زمينه تربيت و سازندگي شوهر زودتر فراهم گردد و از طـرفـي مـوجبات آرامش رواني خود او مهياتر باشد.

چون هرگاه كسي مطمئن باشد كه به علت خطاهايش فوري مورد مؤاخذه قرار  نمي‌گيرد و براي چيزهاي كوچك تنبيه  نمي‌شود، چه بسا در انجام كارهايش موفق‌تر و كم اشتباه‌تر می‌گردد و روانش اضطرابي نخواهد داشت.

دختر در خانه پدر آرزو دارد در آينده سايه شوهري قدرشناس بر سر او گسترده شود.

ولي همين دختر پس از ايـنـكه مدتي از زندگي زناشویی‌اش گذشت از قبول مسئولیت‌های مربوط به امور جـنـسي اظهار دل تنگی می‌كند! راستي چرا چنين است؟ در پاسخ بايد گفت دليلش اين است كه پـس از رسيدن به آرزوي خود و دست يافتن به آرامش، از آنجا كه حكمت تمكين را  نمي‌داند، تنها بـه پـيـامـدهـاي نـاخـوشايند و طبيعي اين امر می‌انديشد نه به فطرت خود كه همانا مهرجويي و همسر خواهی است.

آري، تـمـكـين براي زن عرصه فرمانروايي اوست.

تمكين عامل محبوبيت نزد شوهر، صيدگاهي براي شكار وي و دور كردن صفات ناپسند او و اصلاح آن‌هاست.

وقتي كسي ديگري را از نظر شهوي بر خود مسلط می‌كند (تسلطي كه در نهايت، كام او را شيرين و طعم زندگي و خوشي به وي ارزاني می‌كند، در حقيقت نوعي دام براي صيد او گسترانيده و در زندگي زناشويي اين شوهر است كه در اين دام دست و پا می‌زند نه زن)

مـرد خـوب می‌دانـد كه اگر زن با رغبت، او را به خود راه دهد چه لذتي می‌چشد.

بدين منظور براي كامروايي مجدد خود حاضر است از هر خوي بدش دست بردارد و سر به راه شود و براي اينكه يـك بار دیگر در آن دام افتد كه آبي گوارا و دانه‌ای خوشمزه دارد، خود زمینه‌های در دام افتادن خويش را پیشاپیش فراهم می‌آورد.

بـا تـوجـه به مطالب فوق زني كه از اين فرصت به خوبی بهره نجويد و از اين طريق، شوهر را به راه نیاورد شاید از ناتوان‌ترین و بی‌کفایت‌ترین زنان شمرده شود و آن كه به وسيله کام دهی می‌كوشد شـوهـرش را مجبور به تیامین خواسته‌های مادي خود كند از کج رفتارترین و كم معرفت‌ترین زنان است.



برچسب

انزال زودرس، زود انزالی، سرد مزاجی زن، درمان سردمزاجی، بي ميلي در زنان، رفع سرد مزاجی زنان، سرد مزاجي، بی میلی در زنان، درمان سرد مزاجي زنان، درمان سرد مزاجی خانمها، دلایل سرد مزاجی زنان، درمان سردمزاجی زنان، راههای درمان سرد مزاجی زنان، سردمزاجی زنان، سردمزاجی، علل سرد مزاجی زنان، درمان سرد مزاجی، علت سرد مزاجی زنان، درمان بی میلی زنان، درمان سرد مزاجی در زنان، سرد مزاجی در زنان، سرد مزاجی، بی میلی زنان، سرد مزاجی زنان، عوامل سرد مزاجی در زنان، علت بی میلی زنان، علت سردی زنان، علل سرد مزاجی در زنان، راه حل سرد مزاجی زنان، درمان سرد مزاجی بانوان، درمان بي ميلي زنان، دلایل بی میلی زنان، دلیل سرد مزاجی زنان، علل سردی زنان در روابط زناشویی، علت ارضا نشدن زن، سرد مزاجی زنان درمان، درمان سردی زنان، درمان زنان سرد مزاج، درمان سرد مزاجی زنان،