د: علامت صلح:

گـاهـي تـقـاضـاي هم آغوشـي شوهر در پي مشاجره‌های روزانه رخ می‌دهد.

او به هنگام شب تصميم می‌گيرد با معاشقه‌ای دو جانبه دعواي ميان روز را خاتمه يافته اعلام كند تا هر دو فردا را به شيريني آغاز كنند.

چه بسا شوهر در گفتگوي تند روزانه، خود را مقصر بداند اما زن نبايد انتظار عـذر خواهي صريح از او داشته باشد، زيرا اگر كمي عاقلانه فكر كند نه از روي احساس انتقام، پي خواهد برد كه هميشه معذرت خواستن، با گفتار نيست.

بـراي مـرد تـقـاضـاي  هم‌بستري از هر شيوه عذر خواهي ديگري پسندیده‌تر است و اين امر علت‌های مهمي دارد.

نخست اينكه سختي معذرت خواستن عاجزانه را در بر ندارد و شخصيتش را جريحه دار نمی‌کند.

دوم اينكه دعوا را بي آنكه سخني از آن به ميان آيد خاتمه می‌دهد.

بسيار اتفاق افـتـاده كـه عـذرخواهي صريح، مشكل را پیچیده‌تر كرده است، زيرا عذرخواهي علاوه بر شكست شـخـصـيت، در حقیقت نوعي اقرار به تعدي و ناداني يا کم‌تجربگی است.

گويي مرد خود اعتراف كرده كه در مشاجره ميان روز حق به جانب او نبوده است.

گـاهي هم تمايل به هم آغوشي از سوي مرد نشان دهنده آن است كه می‌خواهد با وجود تقصير زن در دعوا، از ايـن راه وي را بـه صـلـح و چشم پوشي از كرده خود فرا بخواند بي آنكه نيازي به عذر خواهي داشته باشد.

در هر دو حال پذيرفتن او به صلاح زن است.

تصور ما اين است كه سهم عمده‌ای از طلب هم آغوشی‌ها از سوي مرد به سبب عامل اخير است.

در هـر صـورت، آقـايـان بـهـتـر می‌دانند كه در اين قبيل مواقع، نبايد نرمش نشان دادن خانم‌ها را وسیله‌ای براي ملامت و سركوفت آن‌ها قرار دهند.

اين گذشت و مهرباني نبايد آقا را وادارد كه فرداي آن روز با جسارت بيش‌تر كار ناشايست خود را (اگر وي مقصر بوده) تكرار كند.

كسي كه از شـكـيبايي و گذشت همسرش به ناروا سود می‌جويد شخص خطاكار و خودخواهي است كه سزاوار تـرحم و عفو نيست.

مسالمت و احسان در حق كسي رواست كه قدر آن را بداند و گرامی‌اش بدارد.

مدارا و حوصله براي فرصت دادن به شخص خطاكاري است كه درصدد جبران اشتباه خويش است نه آنكه عاملي براي پررويي و تكرار خطا باشد.

در زنـدگـي زنـاشـويي هرگاه براي مدتي يكي از طرفين شكيبايي ورزد و ديگري قدرناشناسي كـنـد، كـار به جايي می‌رسد كه اگر روزي هم فرد ناسپاس، سر به راه شود چه بسا طرف او ديگر تـحـمـل کم‌ترین رفتار ناصواب او را نداشته باشد و در نتيجه زندگي، پر گفتگو و مخاطره انگيز گردد.

 

هـ: اظهار وفاداري:

غـرايـز مـرد در بـيـرون خـانه از طريق ده‌ها عامل تحريك می‌شود.

مشاهده چهره زيبا يا اندامي دلربا، شنيدن خاطره‌ای حقيقي يا ساختگي و یاد آوردن لذت‌های گذشته، از جمله آن عوامل است.

در اين ميان، مردان غيرم تعهد خصوصاً اگر متمول هم باشند با تحریک‌های بيرون خانه كمتر ترجيح می‌دهند به سراغ همسران قانوني خود در خانه روند، بلكه به راه‌های ديگري روي می‌آورند.

ولي افراد سالم و زندگي دوست و گاهي هم شناگران آب نديده با مشاهده صحنه‌ای محرك در بيرون خانه، به همسران خود رو می‌كنند.

اين قبيل مردان نه اينكه دوسـت داشـتـه بـاشـنـد بـا ياد زني دیگر همسرشان را در آغوش بكشند، بلكه چون  نمي‌پسندند دل‌هایشان بـه خـارج از محيط خانه و همسرشان متمايل شود محبوب خويش را به  هم‌بستري می‌خـوانند.

آن‌ها دوست دارند شهوت برانگيخته شده نه به وسيله ديگري بلكه با تمكين و دلربايي همسرشان خاموش شود.

گويي همسر خودشان بوده كه شهوتشان را تحريك كرده است.

در ايـن حـال مـرد از ايـنـكه به كمك همسر خود از شر آن وسوسه نجات يافته است لذتي فراوان می‌برد وبا آرامش و خرسندي يقين پيدا می‌كند كه از همسرش همان كاري بر می‌آيد كه ديگري می‌خواست به سوي خود جلبش كند.

بي سبب نيست كه امير مؤمنان علي (ع) فرموده است: شر النساء من لا تواتي بدترين زنان كسي است كه در خواست جنسي همسرش را پاسخ مساعد ندهد.

رسول اكرم (ص) فرموده است: اي مـردم، هرگاه دیده‌هایتان [از مـناظر شهوت آلود] چيزي مشاهده كرد بي درنگ نزد همسرتان برويد و با وي بياميزيد.

در حديثي ديگر از علي (ع) آمده است:. پـس در ايـن حـال با همسرتان بياميزيد كه آنچه آن زن داشته همسرتان نيز دارد، تا شيطان بر سر راه قـلـبـتـان نـنـشـيـنـد و دیده‌ها و دل‌هایتان را از همسر خودتان به سوي ديگري متمايل نسازد.

چشم‌ها را بايد شست ...

 

سخنی با آقايان:

خداوند در قرآن فـرمـوده اسـت «عـاشروهن بالمعروف» (با زنانتان به شیوه‌ای شايسته رفتار كنيد). چه كسی به شما گفته كه زن بـي آنـكـه تـمايلي داشته باشد، آنگاه كه مرد بخواهد، مجبور به انجام عـمل زناشويي است؟ مگر بدون تمايل می‌شود بدين كار تن در داد؟ و آيا موقعيت رواني و عصبي زن در این حال براي به وجود آوردن فرزند مستعد است؟ راستي اگر از مردان می‌خواستند كه بدون ميل، غذا بخورند يا آميزش كنند برايشان خوشايند بود؟ پاسخ اين پرسش‌ها را در گفتارهاي آينده دنبال می‌كنيم.

 

الف: توقع بيهوده

در بـرشماري صفات خوب زن علاقه به  هم‌بستري را ياد كرديم، اما اين بدان معني نيست كه زن بـايد در ابزار اين علاقه، آغازگر باشد و مانند مرد بدون شرم تقاضاي خود را با همسر در ميان نهد.

خـداي متعال وجود زن را به گونه‌ای آفريده است كه در صورت سلامت روحي بي سبب غرايز جـنـسـي او بیدار  نمي‌شود و تا با تماس بدني تحريك نگردد خود آغازگر ارتباط جنسي  نمي‌شود. بـدون ايـن ويـژگـي، نظام آفرينش رو به انحطاط می‌نهد.

اگر زن نيز بخواهد چون مرد به ده‌ها عامل مختلف غرایز جنسی‌اش بيدار شود شيرازه زندگي آدمي در هم می‌پاشيد.

به همين منظور صحیح‌تر آن بـوده است كه تا زن دل در گرو محبت شوهر ننهد و جسمش به اراده همسرش تـحـريك نشود شهوت در او خفته بماند.

بر اين اساس نبايد از زن انتظار داشت كه پيوسته در ابراز علاقه جنسي آغازگر باشد.

اين كه زن بايد به آميزش با شوهر علاقه‌مند باشد بدين معني است كه او پـس از رويكرد مرد به وي از تحريك شدن خويش نهراسد و خود را به رغبت در اختيار وي قرار دهد.

 

ب: انصاف دهيد

اسـلام از زنـان بـه طـور اكيد خواسته است كه در مقابل همسر خود و تقاضاهاي جنسي او تا آنجا كـه می‌تـوانـنـد انـعطاف پذير باشند.

با اين حال از مردان نيز می‌خواهد كه تنها عوامل معقول و مشروع، محرك غرايز جنسي آنان باشد.

هـرگـاه به اختلافات زنان و مردان بنگريم بدين نكته بيش‌تر پي می‌بريم كه بخشي از نبود تفاهم در بین همسران به سبب پايبند نبودن يكي از دو طرف به اصول اخلاقي است.

هرگاه مرد نتواند نـفـس خود را مهار كند و به طرق مختلف با زنان به ديدار و گفتگو نشيند، به طور طبيعي غرايز وي بيش از حد معمول تحريك می‌شود و آنگاه همسرش  نمي‌تواند پاسخگوي تقاضاهاي فراوان وي بـاشـد.

مشاهده فیلم‌های ضد اخلاق، تماس زياد با نامحرمان و شوخي و خنده‌های محرك، دوري طـولانـي از خـانواده، مطالعه رمان‌های جنسي، وجود دوستان بي قيد و اموري از اين قبيل همه از عواملي است كه به شیوه‌ای غير مشروع غرايز جنسي را تحريك می‌كند.

به راستی چـگـونـه می‌تـوان انـتـظار داشت بانويي در كنار انجام امور خانه و تربيت فرزندان و مـشكلات زندگي، پاسخگوي غرايز جنسي مردي باشد كه به وسيله ده‌ها عامل غير طبيعي قواي شهوی‌اش تحريك شده است؟ اگـر اسلام زن را به تمكين و پذيرفتن شوهر سفارش می‌كند مرد را نيز بيم می‌دهد كه با نامحرم بدون ضرورت سخن نگويد، در كنار وي ننشيند و نگاهش نكند، تا مبادا در وي رغبت جنسي بيدار شود و آنگاه بانوي خانه به رنج افتد.

در واقـع يـكي از عوامل اختلاف همسران، خدا ترسي يكي و بی‌باکی ديگري است.

يكي بر آن است تا فرمان خدا را در حق همسر اطاعت كند و ديگري دريده چشم و دريده خوست.

این‌ها همه در حالي است كه نوعي انصاف نيز از زنان انتظار می‌رود و آن اينكه: اگـر مـردي سـخـاوتمند باشد، زن او را تا پايه خدايان می‌پرستد و چه بسا در هر موقعيت برايش مـهـيـاي تـسـليم باشد. اما اگر مرد چيزي را از او دريغ كند، در حد حيوان و موجودي خودخواه پنداشته می‌شود و اگر جوياي تمكين زن باشد با اينكه اين امر حق فطري و مسلم مرد است از نظر او مردي هوسران و افراطي قلمداد می‌شود.

به راستی عجيب است دنياي زن! وقتي مرد سخت خواهانش باشد وي را متهم می‌كند كه تو مرا فقط برای لذت بردن می‌خواهي و بسيار شهوت رانی! در حالي كه وقتي خود خانم به  هم‌بستري عـلاقـه زیاد نشان دهـد و شوهر با دارا بودن همه خوبی‌ها و تلاش‌هایش براي رفاه همسر، مشتاق هم خوابی نباشد خيلي زود از طرف خانم با گفتار و كردار متهم می‌شود كه: تو چه ارزشي داري كه  نمي‌تواني همچون من باشي! گويي به وي می‌گويد: همه ارزش و اعتبار مرد خوب به داشتن رغبت فوق‌العاده جنسي است و وقتي اين هنر را ندارد بهايي ندارد.