درمان سرد مزاجی زنان قسمت نهم
د- ابتلا به اختلالات عاطفي و رواني
ابتلاي يكي از زوجين و يا هر دو نفر آنها به اختلالات رواني میتواند موجب از هم پاشيدگي يك زندگي مشترك گردد. اختلالات رواني مورد بحث میتواند طيف گستردهای از شدت و ضعف و همچنين مشهود و غیر مشهود را در برگیرد. مثلاً ابتلا به افسردگي از حالت خفيف آن تا حالت شديد آن كه به افسردگي اساسي معروف است میتواند موجب اختلال در روابط زناشويي گردد كه اين حالتي مشهود از اختلالات رواني است. ولي گاهي اختلالاتي مانند اختلالات شخصيت كه به طور مشهود در مبتلايان آن ديده نميشود از عوامل ناسازگاري و تنشهای زندگي زناشويي خواهد شد. ازجمله اين اختلالات میتوان از اختلال شخصيت هيستريونيك (نمايشي) و خود شيفته نام برد. به عنوان مثال در اختلال شخصيت هيستريونيك فرد مبتلا نياز مفرط به توجه از سوي همسرش را دارد و در صورت کمترین بي توجهي آشفتگي زيادي بر وي مستولي خواهد شد. در اين حالت فرد مقابلش به هر اندازه به او توجه نشان دهد او ارضا نشده و هميشه شاكي خواهد بود. اين در حالي است كه خودش در مقابل اين همه توجه طلبي کمترین توجه را به همسرش مینمايد ولي فكر میكند كه بي نهايت اين كار را انجام داده است. رفته رفته اين موضوع موجب خستگي طرف مقابلش شده و بعد از مدتي به مشاجره و در نهایت تنفر زياد از همديگر و طلاق و متاركه میانجامد.
۳- عوامل اقتصادی: مسائل مالي و اقتصادي از ديگر عواملي است كه میتواند منجر به متاركه زوجين شود. از مصاديق اين عوامل میتوان به فقر، بيكاري، بيماري و غيره اشاره كرد. از نظر بسياري از مردم بد بودن وضعيت اقتصادي بزرگترین عامل طلاق تلقي میشود. در اينجا بايد به اين نكته اشاره كرد كه درست است عوامل اقتصادي نقش مهمي در امور زندگي مشترك دارد ولي خود اين مسائل فینفسه مهمترین عامل فروپاشي نميباشد. در يك زندگي زناشويي زوجين اگر همديگر را دوست داشته باشند و منطقي فكر كنند میتوانند با داشتن حداقل امكانات زندگي با همديگر سازگار بوده و زندگي كنند. كما اينكه در غير اين صورت با بالاترين امكانات مادي هم با يكديگر به سر نخواهند برد.
پس قناعت و پذيرش موقعیتها و وضعيت طرفين بعد از ازدواج میتواند اين عامل را خنثي كند كه متأسفانه بايد اذعان كرد در جامعه كنوني ما برخي از زوجين بدون نگاه به خود و فرد مقابلش توقعات آرماني را براي زندگي زناشويي تصور میكنند كه به عمل رساندن آن غيرممكن بوده و با گذشت مدتي از زندگي مشترك به راهي جز راه طلاق و متاركه نميانجامد.
نكته ديگري كه در اين زمينه میتوان عنوان كرد اين است كه به نظر میرسد علت طلاق در طبقات پایین اقتصادي اجتماعي (مخصوصاً در شهرهاي بزرگ) مسائل اقتصادي (فقر و بيكاري) باشد ولي در طبقات بالاتر اجتماعي (تحصیل کردهها) عدم تفاهم و سازش اخلاقي باشد.
۴- عوامل ارتباطی: عوامل ارتباطي مشتمل است بر ارتباط و رفت و آمد با خانواده همسر (والدين، برادر، خواهر و بستگان) و نگاه و نگرش متقابلي كه اين دو نسبت به هم دارند.
شايد بتوان گفت عوامل ارتباطي كه ذكر شد در جامعه ما از بزرگترین مسائل اختلاف برانگيز در مسائل زناشويي و خانوادگي است. جايي كه خود زوجين چندان اختلافي با همديگر ندارند و مسائل فرعي ديگر مثل ارتباط با خانوادههای طرفين برانگيزاننده مشكلات عديده اي میشود. در اينجا میتوان به روابط بين مادر شوهر، عروس- خواهر شوهر، عروس- مادر زن داماد اشاره كرد كه اغلب از ديدگاه خوبي نسبت به هم برخوردار نبوده و به نظر میرسد در فرهنگ ما از تاریخچهای بس طولاني برخوردار است.
۵- ساير عوامل: عوامل ديگري چون اعتياد، بيكاري، بيماري، ناباروري، مسائل جنسي، به ميان آمدن پاي فرد ديگري در زندگي يكي از زوجين، تغييرات و تفاوتهای فرهنگي و اجتماعي، فاصله طبقاتي، رتبههای تحصيلي و... ازجمله ديگر علل طلاق و متاركه میباشند.
اعتياد به عنوان بلاي خانمان سوز میتواند هر زندگي را در كام خود فرو کشد و نابودش كند. بيكاري زمينه ساز مشكلات اقتصادي و به دنبال آن تشویشهای روانشناختی است. ناباروري هر كدام از زوجين و ناتواني در بچه دار شدن از عوامل نگران كننده و ايجاد كننده طلاق است. مشكلات جنسي و عدم رضامندي هر كدام از زوجين از عوامل بسيار مهمي است كه به علل فرهنگي در هالهای از پنهان كاري قرار میگيرد.
در مشاورههای ازدواج اين امر به وضوح به چشم میخورد كه برخي از زوجين به مسائل جنسي كه از ضروریترین و مهمترین عوامل استواري زندگي زناشويي است توجهي نميكنند يا بي توجه هستند. اغلب خانمها ارضاي جنسي را فقط مختص آقايان میدانند و از رضايت خودشان در اين زمينه غافل میمانند كه بعدها منجر به اختلافاتي میشود كه هیچکدام از آنها نميدانند كه علت در چيست و منشأ اين اختلافات با بهانههای ديگري ظهور میكنند. عدم آموزش و عدم آگاهي از برقراري روابط جنسي به شكل صحيح، مقاومت يا عدم مراجعه به پزشك، براي مسائل مربوط به اين روابط و... از موارد مشكل ساز در اين زمينه میباشند. در آخر بايد به اين نكته توجه كرد كه تغييرات فرهنگي و اجتماعي كه در جامعه ما در حال گذر است منجر به تغيير و تحولات گسترده در ابعاد و سطوح مختلف اجتماعي شده كه كانون خانواده و زندگي زناشويي ازجمله مواردي است كه به شدت تحت تأثير اين تغيير و تحولات قرار گرفته است. در اين راستا، اين وظيفه نهادهاي دولتي و غيردولتي است كه موضوع را از جهات مختلف مورد توجه و بررسي قرار داده و با ريشه يابي و شناسايي دلايل و عوامل آن راهكارهاي لازم را بيابند. چرا كه فروپاشي خانواده علاوه بر اينكه صدمات رواني و عاطفي به افراد مبتلا به آن میزند، اثرات مخربي را بر پيكره جامعه و ايجاد معضلات، مشكلات و بزهکاریهای فراوان در جامعه وارد خواهد كرد.
امروزه اعتياد مهمترین عامل طلاق در خانوادههاست. قاضي مشاور دادگاه خانواده مهمترین دليلي را كه در خانوادهها منجر به طلاق میشود، عامل اعتياد ذكر كرد.
فخري ملك محمد میگوید: ۶۰ الي ۷۰ درصد طلاقهایی كه انجام میشود مربوط به اعتياد افراد است و عدم تفاهم زوجين و دخالت افراد در روابط خانوادگي در درجه دوم اهميت قرار دارد. وي ادامه داد: در طي دو سال گذشته درصد افزايش طلاق در قم ۳۲/۵۶ درصد بوده است كه از اين لحاظ استان قم نسبت به ساير استانهای كشور در رتبه پنجم قرار دارد.
وي در خصوص وكالت زن در طلاق و يا ماده ۱۱۱۹ قانون مدني گفت: مبناي اين ماده قانوني بر اساس قوانين شرعي است و از آنجا كه بعضي از حقوق، ذاتي و غيرقابل سلب است و شرع آنها را جايز كرده مانند حق طلاق براي مرد و تعدد زوجات، در مقابل قانون براي زن نيز راه حلهایی قرار داده كه وكالت زن در طلاق يكي از اين موارد است و متأسفانه اكثر زنان از اين حق خود آگاهي لازم را ندارند.
وي اضافه كرد: بر اساس اين ماده زن میتواند هر شرط مشروعي را ضمن عقد نكاح يا عقد لازم ديگر بنمايد كه در صورت انجام خلاف آن، زن وكيل و وكيل توكيل است و پس از اثبات تحقق شرط در محكمه و صدور حكم نهايي میتواند خود را مطلقه سازد و اين وكالت به لحاظ اينكه ضمن عقد لازمي اخذ شده، بلا عزل است.
قاضي مشاور دادگاه خانواده استان قم تصريح كرد: بر اساس فتواي حضرت امام راحل زن میتواند ضمن عقد لازمي شرط كند كه وكالت در طلاق را به صورت مطلق داشته باشد.
قاضي فخري خاطرنشان كرد: بر اساس مصوبه جديد مجلس، ماده ۱۱۳۳ قانون مدني كه بر اساس آن مرد میتواند هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد تغيير كرده و طبق ماده واحده اصلاح قانون مقررات مربوط به طلاق مرد میتواند با رعايت شرايط مقرر در اين قانون و با مراجعه به دادگاه همسر خود را طلاق دهد.
كاه و كوه
اغلب زوجهای جوان حتی اگه بهترين دخترها و پسرها برای خانوادههاشان بوده باشند توی زندگی مشترک با همسرشان دچار اختلاف و سوء تفاهم ميشوند و کسی نميتواند ادعا کند که تا به حال با همسرش مشاجره نداشته و از همسرش نرنجيده باشد. بعضیها به خاطر جر و بحثهایی که پيش ميآيد احساس میکنند که ازدواجشان موفق نبوده با اين حال خودشان را ناگزير به سازش با همسر میدانند وليکن اختلاف آنها مثل آتش زير خاکستر باقی ميماند.
در اين موارد لازم است هر يک از زوجين فقط اين سئوال را از خودشان بپرسند:
چقدر برای بهبود روابطتان زحمت کشيديد؟
اغلب ما در برابر اين سئوال ابروها رو بالا انداخته با چشمانی از حدقه بيرون زده و قیافهای حق به جانب ميگويیم: «خــــــــيلـــی»
حقيقت امر اين است که ما زحمتهای خود را حساب شده نکشيديم.
آيا تا به حال سعی کرديم ريشه اختلافات را پيدا کنيم و مسائلی را که سد راه خوشبختي ماست برطرف کنيم؟
آيا تا به حال خواستههایمان را در کفه ترازوی ذهنمان گذاشتيم تا به ببینیم کدام ارزش را بايد فدای ارزش ديگر بکنيم؟
آيا تاب حال فکر کرديم که ما میتوانیم با کمی سعی و تلاش زندگی مشترکمان را سرشار از شادی - عشق و محبت کنیم.
نارضایتیهای کوچک:
نارضایتیهای کوچک را دست کم نگيريم چون اغلب همینها هستند که سد راه خوشبختی هستند.
بگومگوها - نيش زدنها - دخالتها - ناسازگاریها - ناکامیها - غرورهای بيجا - منت گذاشتنها و... اگر در برابر اين مسائل کوچک از خود گذشت نشان دهيد راههای جديدی برای دوست داشتن زندگی و همسرتان پيش رويتان باز خواهد شد و به يک نيروی فزاينده مثبت دست خواهيد يافت.
در اينجا برای نمونه چند روش را به شما ياد آوری میکنیم. سعی کنيد روشهای ديگر را خودتان کشف کنيد:
منت نگذاريد:
منظور کردن کارهايی که برای همسرتان انجام دادهاید يا حتی گذشتی که به خاطر او کردهاید برای هر يک از طرفين هميشه وسوسه انگيز است. اين وسوسه را بشناسيد و آن را از خود دور کنيد. اين مسئله يکی از مواردی است که جرقه مشاجرات زوجين را فراهم میکند. ما نبايد توقع داشته باشيم که همسرمان به خاطر هر کاری که انجام میدهیم از ما قدردانی کند. اگر زوجين از این کار دوری میکنند نتيجه آن ناخرسندی و به رخ کشيدن کارهايی است که در طول روز انجام میدهیم و اگر يکی از زوجين این کار را انجام دهد طرف مقابل نيز قطعاً تحريک شده و به دفاع از خود میپردازد. ما نبايد از اينکه برای خوشبختيمان کاری انجام دادهایم ناراضی باشيم. از اينکه من بچهها را ما به مدرسه رساندم. خانه را من تميز کردم. خريد را من کردم. بچهها را من حمام بردم و... منظور کردن این کارها به معنی نارضايتی ما از این کارهاست و بی گذشت بودنمان را نشان میدهد و چه بخواهيم و چه نخواهيم همسرمان فکر میکند که بر سر او منت میگذاریم. مهمتر اينكه يادآوری اين كارهای به ظاهر سخت آن هم به طور دائم باعث میشود نسبت به همسرمان احساس خشم كنيم و كم كم عشق و محبت در زندگی كم رنگ میشود و كنايه زدنها شروع میشود و هر روز بيشتر از روز قبل نيرويمان را به خاطر اين مسائل بی ارزش از دست میدهیم. عادت میکنیم كه هر روز فهرست بلند بالايی را از كارهايی كه انجام دادهایم را به رخ همسرمان میکشیم. كارهايی كه وظيفه ماست و نشانه گذشت ما.
در اين مواقع يعنی هر گاه احساس كرديد نسبت به همسرتان خشمگين هستيد. وقتیکه احساس كرديد كار نادرستی انجام داده و يا حتی كاری را كه میبایست انجام میداده انجام نداده لحظهای صبر كنيد. آن عشقی را كه ما بينتان هست به ياد بياوريد. او هميشه در حق شما كوتاهی نكرده. لبخندی بر لب بياوريد و عصبانيت را به مرور زمان و با تمرين از ليست عادتهایتان حذف كنيد. در اين صورت تأثیر آن را در همسرتان خواهيد ديد. اين گامی بزرگ در جهت بهبود روابطتان خواهد بود و هر روز علاقهتان به زندگی مشترك و شريك زندگیتان بيشتر خواهد شد.